آسمانی باش

دوباره سلام سلام...

سلام به همه ی دوستای گلم...
چه طورین حالتون خوبه...؟؟؟؟!!!!

چه می کنین بازندگی ؟بازم مزاحم شدم تا یه شعر قشنگ براتون بزارم...
 

هر کی نره ادامه ی مطلب با من طرفه ها دارم می گم بعدا نگین به من نگفتیا...حالا از ما گفتن بود...
پس دوباره برین ادامه ی مطلب...


سلام دوباره ...

این هم از شعر که خودم یه عالمه دوسش دارم...

البته اینم بگم که من معمولا همه شعری رو دوس دارم...


خب اینم از شعر...




جوجه تیغی دلم...

قلب تو کبوتر است بال هایت از نسیم

قلب من سیاه و سرد قلب من شبیه...بگذریم

دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیم خاردار

پس تو احتیاط کن جلو نیا،برو کنار

توی این جهان گنده هیچ کس با دلم رفیق نیست

فکر میکنی چاره دلی که جوجه تیغی است،چیست؟

مثل یک گلوله جمع میشود جوجه تیغی دلم

نیش میزند به روح نازکم تیغ های تیز مشکلم

راستی تو جوجه تیغی دل مرا توی قلب خود راه میدهی؟

او گرسنه است و گمشده تو به او پناه میدهی؟

باورت نمیشود ولی جوجه تیغی دلم زود رام میشود

تو فقط سلام کن تیغ های تند و تیز او

با سلام تو تمام میشود...

شعر از عرفان نظر آهاری...


خب دیگه همتونو دوس دارم ولی متاسفانه باید بگم بابای





   + یلدا ; ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱۳
comment نظرات ()