آسمانی باش

برگشتم...

سلام سلام


من بالاخره از ایران برگشتم ایران که بودیم به شیراز و مشهد و قم و اصفهان و کل شمال سرزدیم...

جاتون خالی خیلی خوش گذشت

راستی بردهای پیاپی تیم ملی والیبال رو بهتون تبریک میگم


خبرندارین دست چپم در رفته بود حالا ماجراش رو بشنو:

مامان بزرگم اسباب کشی داشت ماهم جوگیر شدیم رفتیم رو پله تا براش پنجره رو تمیز کنیم یه زنبور اومد تو صورتم منم تصمیم گرفتم خودمو پرت کنم و بمیرم تا نیشم بزنه و کلی هم مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفتم...

راستی یه خبر دیگه عینکی هم شدم.... بعععله ما اینیم

داشتم پشت تلفن برای عمه ی مامانم تعریف می کردم که چه اتفاقاتی افتاده اونم گفت پس زود تر برگرد کویت تا نمردی....



خلاصه فعلا همین دیگه....
کاری باری ندارین خدافظ

   + یلدا ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٥
comment نظرات ()