آسمانی باش

 

سلام به تمام دوستای گلم.
یه چیزی بگم همه زورتون بگیره؟
 مدرسمون برای عید قربان 10 روز تعطیل کرده بود منم 2 روز زود تر از مدرسمون رفتم...
می دونید کجا؟
رفته بودم مهمونی:
اول رفتم مهمونی امام علی تو نجف.بعد رفتم مهمونی امام جواد تو سامرا.بعدش رفتم مهمونی سید محمد برادر بزرگتر امام حسن عسکری البته خود امام حسن هم منو دعوت
کرده بود تو کاظمین.بعد از اون هم رفتم کربلا مهمونی سیدالشهدا و قمر بنی هاشم و حضرت علی اکبر زخیلی مهمونی رفتم تو نجف مقام راس امام حسین و خیلی جاهای دیگه خلاصه می کنم شما هر جا بگید که عضو شهرهای  زیارتی کشور عراق باشه رو رفتم و واسه همتون دعا کردم .دل همتون سوززززززززززززززززززززززز...

   + یلدا ; ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٤
comment نظرات ()

 

سالگرد پیوند دو الهه ی عشق و ایمان فاطمه ی زهرا و حضرت علی (ع) را به
تمامی دوستانم تبریک می گم.قلبفرشته

   + یلدا ; ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٧
comment نظرات ()

عاشق انتظار کشیدنتم...

دلم می خواد یه بغل گل نرگس بگیرم و توی کوچه های شهر به همه گل بدم...گل نرگس...
شاید یگی از اونا تو باشی......
دلم امشب برات تنگ شده...خیلی..خیلی..
می خوام تا خود صبح واسه اومدنت اشک بریزم.....
نزدیکه آقا جون...داره جمعه میشه...نگو که هنوز وقتش نیست...
بیا تا گلای نرگسم خشک نشدند...
آقا جون.......داره جمعه میشه...
نگو که بازم نمی یای...
دل نوشته ی زیبایی از مادر مهربانم

   + یلدا ; ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٦
comment نظرات ()

روز بد

امروز یکی از بد ترین روز های زندگیم بود...
صبح سر صف معاونمون رییس شورای دانش آموزی رو بعد از رأی گیری معرفی کرد.
من با (243) رأی باختم و (ندا غفاری) با (246) رأی برد.(فقط 3 رأیگریه)
دلم می خواست همون جا سر صف خفش کنم آخه ندا تو کلاسمون بود با بردن ندا بزرگترین
معجزه ی دنیا اتفاق افتاد هیچ کس فکر نمی کرد که ندا ببره خیلی زورم گرفت.عصبانی
زنگ اول باهاش قهر کردم ولی بعد از کلی فکر تنفری که از ندا داشتم رفتم و بهش تبریک
گفتم آخه تقصیر ندا نبود بچه ها اونو انتخاب کردند خیلی گناه داشتم.فرشته
ولی باز خوش حالم که یکی از بچه های کلاس ما برد...

   + یلدا ; ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٤
comment نظرات ()

روز مهم

امروز یکی از مهم ترین روز های مدرسمون بود.فرشته
روز انتخابات شورای دانش آموزی خوب منم کاندید بودم به خاطر همین از بقیه ی بچه ها
جدامون کردند بعد بردنمون سر صف تا بعد از یه عالمه تبلیغات آخرین تلاشمون رو برای
شورای دانش آموزی بکنیم:
اول از همه منو بردن سر صف و یه چهار پایه ی بلند گذاشتن زیر پام تا همه منو ببینن
من چادرم رو جمع کردم رفتم بالا بلند گو رو گرفتم و گفتم:سلام من یلدا هستم کاندیدای
شورای دانش آموزی،ترسیم آینده ای روشن رو می تونین با من تجربه کنین الگوی من
حضرت خانم فاطمه ی زهرا (س)ست.ممنون می شم اگه به من رأی بدید.قلب
بعد از من یک نفر دیگه رفت و گفت من زهرا هستم لطفاً به من رأی دهید بعد از اون
10 نفر دیگه هم رفتن و همین رو گفتن بعد از اون ها یه دختر رفت و گفت سلام من
زی زی (زینب)هستم اگه به من رأی بدید دیگه دادید دیگه نمی شه کاریش کردخنده
خلا صه خیلی جالب بود جای همتون خالیزبان
فردا هم دارن می برنمون اردو فقط کلاس اول راهنما یی ها رو می خوان ببرنمون
یه پارک به اسم (حدیقة الشعب)خوب من تو کویت زندگی می کنم به خاطر همین
اسمش عربیه.لبخند
خیلی پارک با حالیه من معمولا ترن هواییش رو انتخاب می کنم در کل بازیاش مال
بالای 12 ساله خوب من 12 سالمه فکر نکنم اشکالی داشته باشه.سوال
خلاصه فردا خیلی قراره بهمون خوش بگذره...قهقهه

   + یلدا ; ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢
comment نظرات ()