آسمانی باش

شجاعت یک رزمنده

سرهنگ شهید دوران

شهید عباس دوران در شهر شهید پرور شیراز چشم به جهان گشود و در خانواده ای انقلابی
و پیرو خط امام خمینی پرورش یافت و قبل از انقلاب به دانشکده ی افسری رفت و دوره ی
خلبانی را سپری کرد و اتمام دوره ی افسری به پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ و حمله ی
ناجوان مردانه ی عراق به شهر های ایران ،شهید دوران به خدمت ارتش جمهوری ایران استخدام
شد.کار خود را در پایگاه یکم شکاری شیراز آغاز کرد و در طی روز های جنگ بار ها خاک دشمن را
مورد حمله قرار داد و ضربات سنگینی به دشمن وارد می کرد.
در سال ۱۳۶۱ کنفرانس اعراب در شهر بغداد  و در کشور عراق برگزار می شد که صدام حسین رهبر
حزب بعث عراق پایتخت این کشور را امن ترین پایتخت کشور های اعراب اعلام کرده بود.
طی یک برنامه ی از قبل تعیین شده شهید دوران و چند از تیز پروازان ارتش ماموریت یافتند که پاسخ
حملات صدام به مدارس،بیمارستان ها و شهر های بی دفاع را بدهند.
با شروع رمز عملیات وارد خاک دشمن شدند و هدف های مورد نظر را بم باران کردند و در بازگشت
از شهر بغداد هواپیمای ایشان مورد اصابت گلوله های دشمنقرار گرفت و یکی از موتورهای هواپیما
از کار افتاد.ایشان هواپیمای خود را به کاخ مورد نظر اجلاس اعراب هدایت کرد و ساختمان حزب بعث
را نابود ساخت و با ایثار جان خود ضربه ی هولناکی به دشمن زد.

روحش شاد یادش گرامی

   + یلدا ; ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۳٠
comment نظرات ()

روزی که او بیاید

شاید این جمعه بیاید،دوازدهمین پیشوای معصوم،حضرت حجه بن الحسن المهدی ،امام زمان(عج)
در نیمه ی شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامراء دیده به جهان گشود.او همنام پیامبر اسلام
محمد و هم کنییه آن حضرت ابو القاسم است ولی پیشوایان معصوم ذکر نام اصلی وی رانهی فرمودند.
از جمله القاب آن حضرت حجت،قائم،خلف صالح،صاحب الزمان،یقیه الله و مشهورترین آن ها مهدی
می باشد و پیامبر اکرم(ص)وائمه ی اطهار(ع)به ما خبر داده اند که مهدی موعود زنده و پاینده است
تا آن روز که ظاهر گردد و سراسر گیتی را به تصرف در آورد و در آن عدالت راگسترش دهد و کاخ های
ستم را واژگون سازد.
امام مهدی (عج) دارای ۲ غیبت است که غیبت اول آن را صغری مدت آن۷۴ سال است،از ولادت آن
حضرت آغاز گردید و تا سال ۳۲۹ هجری آغاز گردیده و تا خواست خداوند قادر متعال ظهور آن
حضرت،ادامه خواهد داشت ،حضرت مهدی (عج) می فرماید:
من مایه ی اهل زمینم چنان که ستارگان مایه ی امان اهل آسمانند.

باهمه لحن خوش آوایی ام                                            دربه در کوچه ی تنهایی ام

ای دو سه تا کوجه ز ما دورتر                                            نغمه ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی                                         محنت این قافله را کم  کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی                                مایه ی آسایش ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود                                             یک شبه حلال مسائل شود

 

به امید ظهور امام زمان.



   + یلدا ; ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٩
comment نظرات ()

پروردگار

پروردگارم صدایم رامی شنوی؟
دستم را به طرف آن اقیانوس فضل و بخشتت دراز کردم.
همان اقیانوسی که گناه های من در آن تنها قطره ای آب است.
می دانم که خیلی گناه کارم ولی باز دوست دارم که مرا ببخشی و در همه ی کارها کمکم کنی.
پروردگارا زیبایی تو در گل های سرخ و میخک خلاصه نشده.درخشش و روشنایی ات را در خورشید
می توان یافت.استوار بودنت را در کوه ها می توان دید.فضل و بخششتت را دریا بازگو می کند
و وجودت را قلبم به من می گوید.
پروردگارم تو تنها کسی هستی که نیازی نداری و نیاز ها را براورده می کنی،آرزویی نداری ولی
آرزو ها را براورده می کنی.تو بدون ما هم هستی ولی ما بدون تو نیستیم.
الهی یکتای بی همتایی،بر همه چیز بینایی،در همه حال دانایی.
خدایا خودم را به تو وابستم ناامیدم نکن و دستم را بگیر.

   + یلدا ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٩
comment نظرات ()

دلی می خواهم باعطر طعم خدا

پر پروازم زخمی است...
خسته است..
برای نشستن گلی می خواهم...
.
.
با عطر خدا....
با طعم عسل...

عسل می خواهم...با طعم خدا...

دلی می خواهم با عطر و طعم خدا...

دل نوشته ای از مادر مهربانمقلب

   + یلدا ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۸
comment نظرات ()

دوست دارم خدای من

سلام معبودم...........
بازم توی احساسم واست شریک پیدا کردم...
.
.
کنارم باش...بی وفاییهایم را به پای قلب کوچیکم بگذار...
.
.
واسه دریا شدن دلم..........
نیاز دارم به عشقت........به احساس کردنت........
کنارم باش

 

نمازهامو کنار گناهام جا گذاشتم...
وعدی ی من با تو امشب...
هذا مقام العائذ بک من النار............

دل نوشته ای از مادر مهربانم
 

   + یلدا ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٧
comment نظرات ()

 

سلام دوستان
دیروز یکی از بهترین روز های زندگیم بود:
آخه دیروز عضو کاندیدای شورای دانش آموزی شدم.
کلی ذوق کردم آخه بار اولم بود که کاندید می شدم.از خود راضی
آخه دبستان که بودم دوستام یه عالمه چیز های ترسناک درمورد شورای دانش آموزی
میگفتن.
مثلا:می گفتن اگه عضو شورای دانش آموزی بشی دیگه نمی تونی به درس هات برسی
خوب منم بچه ی درس خونیم دیگه برای من کابوس بود...اوه
وقتی رفتم برگه ی کاندیدا رو به ناظممون بدم خیلیا با چشم گریه از دفتر خارج شدند
مثله این که همه می خواستند عضو شورا باشن ولی چون تعداد زیاد بود نمی تونستن
همه رو بپذیرند.ولی تا منو با چادر دیدند قبولم کردند.فرشته
جا تون خالی همه بچه هایی که تو دفتر بودن خیلی زورشون گرفت و همه من رو با حسرت نگاه می کردن من هم برای این که نگاه هاشون بی جواب نمونه بد جنس شدمشیطان و
یه زبونک گنده براشون فرستادم.هه هه...زبان 

   + یلدا ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۱
comment نظرات ()

 

چند روز پیش روی برد مدرسمون نوشته بودن:
از دیروز بیاموز
برای امروز زندگی کن
به فردا امیدوار باش
جمله ای کوتاه اما پر معنا...لبخند

   + یلدا ; ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٦
comment نظرات ()

 

میلاد هشتمین شاخه ی گل رز رو به همه ی دوستان عزیزم تبرک می گم.

   + یلدا ; ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٤
comment نظرات ()

عشق جاودانه

خدایمقلب
......................معبودم تو را می پرستم......................
ومن.........
چه مست آن لحظه هایی می شوم که اجابت عشقت را حس می کنم........
آه...........خدایا.............
چه زیباست از تو گفتن....
چه حس زیباییست تو را احساس کردن.....
و من چه می خواهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
غیر از عشق جاودانه ات
زمانی که سر بر سجده گاه عبادت فرو برده ام
وقاصدک سبکی می شوم
وقتی تو مال من میشوی

دل نوشته ای زیبا از مادر مهربانم.

مادرم دوستت دارم.فرشتهقلب

   + یلدا ; ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٩
comment نظرات ()

 

فردا دارم میرم مدرسه.
روز اولمم هست و هنوز مدرسه ی جدیدم رو ندیدم.استرس
خیلی هیجانزدم.
دلم واسه دوستامم خیلی تنگ شده بود،به خاطر همین هم از باز شدن مدرسه ها خیلی خوشحالم.خنده

   + یلدا ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢
comment نظرات ()