آسمانی باش

عزای مدینه

ماتم گرفت، حال و هوای مدینه را
پوشید کعبه رخت عزای مدینه را

خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت
وز پا فکند نخل رسای مدینه را

رُکن علی شکست، ز فقدان مصطفی
در بر گرفت خاک، صفای مدینه را

زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است
ابر عزا گرفت، فضای مدینه را

ای دل بیا چو شاخه ی حنّانه ناله کن
بنگر به ناله، ارض و سمای مدینه را

آدم گریست، تا که ملائک به روی دست
بردند سوی سدره، همای مدینه را

جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان
سایه فکند کرب و بلای مدینه را

بر بام بیت وحی بر افراشت دست کفر
از دود، درب خانه، لوای مدینه را

دردا که جای تسلیت از کین عدو شکست
آیینه ی رسول نمای مدینه را

دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه
بستند دست عقده گشای مدینه را

تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا
بسرود رستگار عزای مدینه را

   + یلدا ; ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۳
comment نظرات ()

 

در وجودم کرم دست خدا هست

        حسن(ع)

دست همه را وقت عطا بست

       حسن(ع)

نومید نگردد کسی از درگه او
زیرا که کریم اهل بیت است

      حسن(ع)

   + یلدا ; ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۳
comment نظرات ()